جمعه 30 مرداد 1405-20:43 | 2026/08/21
210
در جستجوی قدرت های پنهان و آشکار جهانی
در شرایطی که نظم جهانی دستخوش تحولاتی بی‌سابقه شده در محافل کارشناسی و سیاسی این پرسش مطرح می باشد که به راستی چه کسانی در پشت پرده قدرت، جهان را اداره می کنند.
اندازه متن

مازندران – آرینا خبر – رامین حسن زاده – در شرایطی که نظم جهانی دستخوش تحولاتی بی‌سابقه شده، این پرسش با ابعاد تازه‌ای در ذهن تحلیلگران سیاسی مطرح شده است که به راستی چه کسانی جهان را اداره می کنند.

  رامین حسن زاده - فعال رسانه ای و مدیر مسئول آرینا خبر 

   پایگاه خبری و اطلاع رسانی ایرانیان

آیا جهان توسط رهبران منتخب ملت‌ها و کشورها اداره می‌شود یا قدرتی پنهان و در پشت پرده سرنوشت جمعیت کره زمین را رقم می‌زند و برای کشورها و ملت ها تصمیم گیری می کنند.

این پرسش همواره یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌برانگیزترین موضوعات در عرصه تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی دنیا بوده است.

در محافل کارشناسی و سیاسی نظریه ای وجود دارد به نام تئوری یا نظریه‌های توطئه که تصویر دیگری از مدیریت جهانی با قدرت‌های سایه و نامریی را نشان می‌دهند.

بر اساس این نظریه و دیدگاه، جمعیتی کم و قلیل اما بسیار ثروتمند و با قدرت پنهان و نامریی خود بر اکثریت مردم در کشورهای جهان حکومت می‌کنند.

این خاندان‌های بسیار ثروتمند کمتر از یک درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند، با انعقاد پیمان‌های پنهان و بهره‌گیری از شبکه‌های مالی و بانکی، در پی ایجاد «نظم نوین جهانی» هستند و و ردپای آنها از سیاست، اقتصاد، امنیت تا صنعت موسیقی و ... دیده می‌شود.

در رأس این هرم ، ۱۳ خاندان بسیار ثروتمند، قدرتمند و معروف یهودی دنیا  قرار دارند که به «انجمن ۱۳» معروف هستند و سعی دارند تا ۹۹ درصد از جمعیت جهان را تحت کنترل خود داشته باشند و صحنه سیاست و اقتصاد جهان را مدیریت ‌کنند. 

با این حال، بسیاری از تحلیلگران سیاسی، این روایت ها را فاقد شواهد مستند و مبتنی بر افسانه‌پردازی می‌دانند اما کارشناسان ارشد سیاسی دنیا این روایت ها را واقعیت امروز جهان می دانند.

تحلیل‌های جدیدتر اما قدرت را به دست بازیگران دیگری می‌دانند.

به اعتقاد برخی دیگر از تحلیگران، جهان دیگر توسط مقامات منتخب کشورها اداره نمی‌شود، بلکه ثروتمندان بسیار بزرگ و نظم خصوصی تحت کنترل آنها - از جمله شرکت‌های بزرگ فناوری و شبکه‌های مالی جهانی - قدرت واقعی را در جهان دست دارند.

نویسنده کتاب «ساعت شکارچی» نیز معتقد است نظم قدیمی تحت رهبری غرب جای خود را به دنیایی داده که توسط نخبگان جدیدی از قدرت‌های مستبد و مدیران فناوری اداره می‌شود.

در عرصه ژئوپلیتیک نیز تنها چهار قدرت بزرگ در جهان امروز شناسایی می‌شوند که قواعد بازی را تعیین می‌کنند.

با این حال برخی تحلیلگران بر این باورند که دیگر در دنیای دو قطبی و یا تک قطبی زندگی نمی‌کنیم و ابرقدرت‌های واقعی به معنای نظم جهانی واحد وجود ندارند.

تحلیل‌های معاصر نشان می‌دهد که شکل جدیدی از قدرت در حال ظهور در دست ثروتمندان درکشورهای مختلف است.

این گروه نه تنها از طریق ثروت، بلکه با مالکیت بر رسانه‌ها و زیرساخت‌های دیجیتال، فرآیندهای دموکراتیک مدیریت سیاسی در کشورها را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند.

به نظر می‌رسد پاسخ به این پرسش دیرینه در خصوص مدیریت جهان، بیش از هر زمان دیگری به نظرات اساتید اهل فن و کارشناسان ارشد علوم سیاسی بستگی دارد.

آیا قدرت در کشورها در دست دولت‌ها می باشد.

سرمایه‌داران بزرگ و خانواده‌های ثروتمند پشت پرده چه نقشی در مدیریت جهانی ایفا می کنند.

شاید حقیقت این باشد که جهان امروز چنان پیچیده شده که دیگر یک پاسخ واحد برای آن وجود ندارد..

البته تحلیلگران ژئوپلیتیک تصویری متفاوت دیگری از مدیریت جهانی ارائه می دهند که جهان دیگر در دوران مدیریت تک‌قطبی قرار ندارد و وارد مرحله جدیدی از مدیریت چند قطبی در جهان شده است که در آن قدرت میان مراکز متعددی در دنیا توزیع شده است.

نتیجه‌گیری

پاسخ به پرسش «چه کسانی جهان را اداره می‌کنند» را می‌توان در سه سطح جستجو کرد:

نظریه‌های توطئه که بر نقش خاندان‌های قدرت پنهان در جهان تأکید دارند. 

تحلیل‌های اقتصادی و سیاسی که از ظهور اولیگارشی میلیاردرها سخن می‌گویند.

و نگاه ژئوپلیتیک که بر گذار از نظم تک‌قطبی به نظامی چندقطبی و پراکنده تأکید دارد.

آنچه مسلم است، نظم کهنه جهانی در حال افول است و نظم نوین هنوز متولد نشده است.

و در این «فاصله زمانی»، نشانه‌های بیماری‌گونه‌ای چون جنگ‌های نیابتی، فلج شدن نهادهای بین‌المللی و بازگشت منطق سرزمین‌خواهی، بیش از پیش خودنمایی می‌کند.

در چنین شرایطی، شاید پاسخ نهایی به این پرسش، بیش از آنکه در هویت یک فرد یا گروه خاص پنهان باشد، در ماهیت خود این «دوران گذار» و آشفتگی‌های ساختاری آن نهفته است.

آخرین اخبار